ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
469
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
جنگ در پيوست . جنگجويان و مدافعان بيروت در همان حال كه سرگرم نبرد بودند ، از درون شهر بانگ و فرياد شنيدند . پنداشتند كه مسلمانان از سوى ديگر به شهر درآمدهاند . چون دانستند كه بىاساس است كوشيدند تا آرامش را برقرار كنند ولى بدان سبب كه مردم بسيارى از سواد در شهر گرد آمده بودند ، چارهاى نداشتند جز آنكه امان بخواهند . صلاح الدين در پايان ماه جمادى الاولى پس از هشت روز محاصره بيروت را بگرفت . فرمانرواى جبيل در دمشق اسير بود . گفت به شرط آنكه آزادش كنند به نايب خود دستور خواهد داد كه جبيل را تسليم صلاح الدين كند . پس صلاح الدين كه بيروت را محاصره كرده بود بيامد و قلعه را بستد و او را از اسارت برهانيد . اين مرد يكى از اعيان و صاحبنظران فرنگان بود . و اللّه تعالى اعلم . رسيدن مركيس به صور و موضع گرفتن در آن چون كنت فرمانرواى طرابلس در حطين به هزيمت رفت . و از معركه برهيد به شهر صور آمد و در آنجا اقامت گزيد . قصدش آن بود كه صور را از تعرض مسلمانان حفظ كند . چون سلطان صلاح الدين تبنين [ ( 1 ) ] و صيدا و بيروت را گرفت در عزمش سستى پديد آمد و به شهر خود طرابلس بازگرديد و صيدا و صور بىهيچ مدافعى باقى ماند . در اين هنگام مردى از بازرگانان فرنگ به نام مركيس از مغرب آمد با مال التجارهء بسيار . هنوز از فتح عكا به دست مسلمانان آگاه نبود . پس در ساحل عكا پهلو گرفت . راهنمايى از عكا نزد او رفت و خبر داد كه اكنون الملك الافضل پسر صلاح الدين عكا را در دست دارد ولى صور و عسقلان هنوز در دست فرنگان است . آن مرد نتوانست از عكا دور شود ، زيرا باد آرميده بود . پس چنان نمود كه مىخواهد به بندر داخل شود و امان بخواهد . چند روز بدين منوال گذشت و باد موافق وزيد و مركيس به سوى صور بادبان بگشود . صلاح الدين چند زورق از پى او فرستاد ولى بر او دست نيافتند تا به بندر صور داخل شد و در آنجا جز مردمى آشفته و بىسرپرست و باروهاى ويران هيچ نبود . مردم شهر نزد او آمدند و او به عهده گرفت كه شهر را حفاظت كند و اموالى فراوان بذل كرد بدان شرط كه صور و اعمال آن از آن او باشد نه ديگرى . مردم پذيرفتند پيمان بستند و سوگند خوردند . مركيس به تدبير امور پرداخت و باروها و برجها را تعمير كرد و خندق را حفر نمود و خود در آنجا به فرمانروايى نشست . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم .
--> [ ( 1 ) ] متن : نسيس .